جمعى از نويسندگان

249

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

مىگويد : « به مصر چرا مى روى ، مصرى ها ولايت دارند اما برائت ندارند به جايى برو كه هم ولايت داشته باشند هم برائت ! » « . . . من أحبّكم فقد أحب الله ، و من أبغضكم فقد أبغض الله . . . : . . . هر كس شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هر كس با شما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است . . . زيارت جامعه كبيره ، مفاتيح الجنان » نقش ولايت در عرفان آيت الله سيد على آقاى قاضى ( ره ) در مورد نقش ولايت در عرفان و معنويت مى فرموده است : « محال است كسى به درجه توحيد و عرفان برسد و مقامات و كمالات توحيدى را پيدا نمايد و قضيه ولايت بر او منكشف نگردد . ايشان معتقد بوده اند كه بزرگانى را كه نامشان در كتب عرفان ثبت است ؛ و آنها را و اصل فانى مى شمرند ؛ و از اهل ولايت نبوده اند ؛ بلكه از عامه به شمار مى آيند ؛ يا و اصل نبوده اند و ادعاى اين معنى را مى نموده اند ، يا تحقيقاً ولايت را ادراك كرده اند ؛ ولى بر حسب مصلحت زمانهاى شدّت و حكام و سلاطين جور كه از عامه بوده اند تقيه مى كرده و ابراز نمى نموده اند . » محو در ولايت و قاضى در عشق امام حسين عليه السلام تمام است و درس توحيد را از او مى آموزد . ببين خود از اين بارگاه چه گوهرها ربوده است كه مى فرمايد : « محال است انسانى به جز از راه سيدالشهداء ( ع ) به مقام توحيد برسد . » مىگويند : « آيت الله قاضى شب هاى جمعه تا صبح در حرم سيدالشهداء ( ع ) مى ايستاد و هيچ چيز نمى گفت ، نه زيارتى و نه . . . تنها تماشا مى كرد . » او شرابى از دست مولايش نوشيده كه بدان پرده ها را شكافت و محرم در حريم حرم شد ، مى فرمود : « ابن فارض يك قصيده تائيه براى استادش گفته من هم يك قصيده تائيه نمره يك گفتم براى حضرت اباعبدالله الحسين كه كارم را درست كرد و در غيب را به نحو اتم برايم باز كرد . » و فتح باب آقاى قاضى به دست حضرت اباعبدالله است و افتخار او تا آخر عمر ، غلامى اين خاندان است . در تمام آن سال ها آن چه او از امام حسين عليه السلام و حضرت ابوالفضل